مقایسه نوع نگارش به بیماران دچار افسردگی در طب رایج و طب هومیوپاتی


مقایسه نوع نگرش به بیماران دچار افسردگی در طب رایج و طب هومیوپاتی:

❌ روش اول : استفاده از داروهای ضدافسردگی که با مصرف این داروها فرد حالت بهتری پپدا می کند اما چون دارو مستقیما در درمان افسردگی نقش دارد و با سرکوب علائم بیماری سعی در بهبود بیمار دارند، با قطع آنها معمولا بیماری بازگشت می کند و بدن فرد دردراز مدت به این داروها مقاوم میشود و بعداز مدتی نیاز به داروهای شیمیایی قویتر پیدا خواهد کرد
علاوه بر این بسیاری از این داروها که در طب رایج برای درمان بیماریهای روحی و ذهنی تجویز میشوند، دارای عوارض جانبی بسیاری هستند که مهمترین آنها وابستگی و اعتیاد فرد به آنهاست-

✅ روش دوم : استفاده از داروهایی که نمی خواهند مستقیما افسردگی فرد را از بین ببرند بلکه می خواهند کاری کنند تا موادی که در حالت نرمال در بدن انسانها تولید می شده و به آنها ثبات در خلق و خوی می داده را مجددا به حالت اول بازگردانند .

هومیوپاتی ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﻭ و ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻣﺸﺎﺑﻬﺖ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ، اما پزشکی ﺭﺍﻳﺞ ﺍﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺿﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﻣﺜﻞ ﺁﻧﺘﻲ ﺑﻴﻮﺗﻴﻚ ﻫﺎ، ﺿﺪ ﺍﻟﺘﻬﺎﺏ ﻫﺎ، ﺿﺪ ﺗﺸﻨﺞ ﻫﺎ، ﺿﺪ ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﻫﺎ، ﺿﺪ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﻲ ﻫﺎ، ﺿﺪ ﺭﻭﺍﻥ ﭘﺮﻳﺸﻲ ﻫﺎ.

:قانون فردگرایی در هومیوپاتی
درطب هومیوپاتی آنچه درمان میشود نام بیماری نیست بلكه وضعیت بیمارگونه بیمار است. یعنی اهمیتی ندارد كه نام بیماری چیست. به همین دلیل یك هومیوپات به صرف دانستن نام بیماری (مثلاً سرماخوردگی) نمی‌تواند داروی آن را پیدا كند.
در هر مورد بیماری پزشك هومیوپات كلیت علائم بیمار را در نظر میگیرد و داروی مناسب با آن را تجویز كند. به این ترتیب چند بیمار با مشكل افسردگی ممكن است چند داروی متفاوت دریافت كنند ، همانطور که در مطلب بالا خواندید(چندتیپ متفاوت). در حقیقت در هومیوپاتی با هر بیمار به عنوان یك مورد جدید و متفاوت از تمام موارد دیگر برخورد می‌شود.